خدایا به دادم برس ورم شروع شد
روزهای زندگی فرشته کوچک ما
مادرانه های من
تاريخ : دوشنبه 16 اسفند 1395 | نویسنده : مامان مینا
بازدید : 11 مرتبه

سلام صبح به خیر .عشق مامان یعنی باز شروع شد .من سر نوشاد از ماه 5کلی ورم کردم .ماه 5 خونه رو نقاشی کردیم ومن برای دو سه هفته خیلی سرپا بودم همون شد که ورم کردم تااااااااااااااااااااااااااااااااا دو ماه بعد از زایمانم .وای ورم خیلی سخت واقعا ادم عذاب میده .این سری همش به خودم میگفتم چون اونقدر وزن نگرفتم وسر پا هم نیستم انشالله که اون جوری ورم نمیکنم ولااقل تو اخرای بارداری ورم میکنم اما زهی خیال باطل زهی خیال محال اصلا یک هفته هم تو این مورد تاخیر نداشتم من از هفته پیش 5شنبه که وارد 17 هفته شدم وارد ماه 5بارداری شدم ومن دیشب اولین ورم بارداری رو تجربه کردم اونم به خاطر اینکه استراحت نکردم از راه که رسیدم همین که در حال تماشای فوتبال پرسپولیس ونفت تهران بودم یکم خونه رو جمع وجور کردم به نوشاد رسیدم بعدشم تا ساعت 11شب یه بند خیاطی کردم ویکی از مانتو هام تموم کردم فقط پس دوز زیرش مونده ودوختن دکمه هاش که امروز تموم میشه این مانتورو  می خوام جشن پایان سال نوشاد جونم بپوشم تا خوش تیپ بشم حسابی وقتی کارم تموم شد دراز کشیدم دیدم یا خدا مچ پام اندازه پای بچه فیل شده بابا جون کلی پاهامو مالید تا بلکم یه ذره ورمش بخواب شب هم بین زانوهام بالشت گذاشتم تا پام وکمرم تو حالت خوبی باشه خدارو شکر صبح دیدم ورمی ندارم باید نمک از این هم کمتر مصرف کنم ویه ذره بیشتر استراحت کنم . الان با این که ورم ندارم اما مچ پامو تکون میدم حس میکنم گز گز میکنه واین نشون میده یکم ورم دارم .انشالله این 5ماه زود بگذره تا هم من کمتر اذیت بشم هم شما زودتر بیای تو بغلم .دو هفته مونده به عید وما از 27 یعنی جمعه دیگه مسافریم ومن تو همین یه هفته ونیم انقدر کار دارم که خدا می دونه غیر از کار خیاطی که یه مانتو نصفه ویه پیراهن نصفه رو دوستم مونده که جفتشون فقط استینشون وپاک دوزیشون مونده وهمچنین کار خونه که دارم همین جوری یه خونه تکونی الکی پلکی میکنم کلی کار دیگه سرمر یخته 5شنبه 19 ام باید نوشادی رو ببریم بیمارستان مفید برای نوار واکوی قلب تا جوابشو ببریم واحد دندانپزشکی وبراش وقت بگیرم .یکشنبه هم جشن نوشاد که باید دو ساعت مرخصی بگیرم وبرم اونجا سه شنبه که دقیقا چهارشنبه سوری واین همه بیورن خطر ناک باید برم تا خیابان افریقا نسل امید وقت سونو انومالی واکوی قلب دارم در نهایت 5شنبه هفته دیگه هم باید صبح کله سحر برم دکتر وبعدش نوشاد ببرم ارایشگاه بعد وسایل جمع کنیم بچینیم تو ماشین بعدشم ناهار وبعد از اون من برم ارایشگاه چیتان پیتان کنم برمی کرج شب خونه خاله هدی بخوابیم صبح کله سحر بزنیم به جاده انشالله که همه اینایی که گفتم کامل انجام میشه با دللللللللللللللل خوش .

 



موضوع :
درباره وبلاگ

فرشته کوچک من مادرانه هایم را برایت مینویسم از حسم در دومین زایش من با تو دوباره جوان خواهم شد در کنار تو جوانه خواهم زد تا عرش خدا وتو خواهی امد تا من دوباره بهشت را نه در زیر پا که در اغوشم حس کنم

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 36 نفر
بازديدهاي ديروز : 74 نفر
بازدید هفته قبل : 142 نفر
كل بازديدها : 2486 نفر
امکانات جانبی